۲۲.۱۲.۸۶

ازدواج موقت

پیامبر –صلى الله عليه وآله وسلم- آن را برای همیشه تا روز قیامت حرام کرد. در مذهب شیعه نیز روایاتی از ائمه اهل بیت نقل شده که به صراحت ازدواج موقت را حرام و زشت قرار می‌دهند، اما شیعه پاسخی برای این روایات ارائه نمی ‌دهند.
از عبدالله بن سنان روایت شده که گفت: (در مورد ازدواج موقت از اباعبدالله پرسیدم؟ گفت: خودت را با آن آلوده مکن).
و از علی بن یقطین روایت است که گفت: (از ابالحسن –عليه السلام- در مورد ازدواج موقت پرسیدم؟ گفت: تو با آن چه کار داری؟! خداوند ما را از آن بی‌نیاز کرده است).
و از هشام بن حکم و او از ابوعبدالله –عليه السلام- روایت می‌کند که گفت: (فقط افراد فاسد متعه می‌کنند)
[1].
و طوسی در الاستبصار (3/142) از عمرو بن خالد و او از زید بن علی و او از پدرانش و آنها از علی –رضي الله عنه- روایت می‌کنند که گفت: (پیامبر –صلى الله عليه وآله وسلم- گوشت الاغ های اهلی و ازدواج موقت را حرام کرد).
طوسی برای توجیه این روایات چیزی نیافته جز اینکه بگوید: (ما باید این روایات را بر تقیه حمل کنیم؛ زیرا این روایات با مذهب عامه موافق هستند)!
او روایات را با وجود آن که صحیح هستند نمی ‌پذیرد، زیرا با مذهب اهل سنت موافقت دادند!

۲۱.۱۲.۸۶

جهاد با شیعیان رافضی وحکم آن

جهاد با شیعیان رافضی وحکم آن
این یک مسئله فقهی است که اگر کفار سرزمینی را که متعلق به مسلمانان بوده باشد از آنان غضب نمایند،بنابه اجماع علمای مذاهب،آزاد سازی آن سرزمین بر همگان لازم و واجب می گردد و( این مسئله را می توانید در کتب فقهی مطالعه و بررسی نمایید) سرزمین ایران از آن مسلمانان سنی مذهب بوده و توسط رافضیهای صفویه غضب شده است،لذا آزادسازی چنین سرزمین بنابه فتوای علمای مذاهب لازم و فرض است شیخ الاسلام ابن تیمیه در مجموع الفتاوی جلد 28 ص 264 فتوا به کفر روافض داده و جهاد با آنان را لازم و واجب دانسته است و اجماع علمای مسلمین را در این باره نقل کرده است،در عالمگیریه و همچنین در درالمختار جلد 2 ص 398 به نقل از ثمینة الفتاوی ص 12 تالیف مولانا محمد یعقوب شرودی آمده است :
”الرافضی إن کان یسب الشیخین و یلعنهما (العیاذ بالله ) فهو کافر و هولاء القوم خارجون عن ملة الاسلام فأحکامهم أحکام المرتدین.“
رافضی اگر شیخین( ابوبکر و عمر) را دشنام دهد و آنان را ( العیاذ بالله ) لعن و نفرین کند، چنین شخصی کافر می شود،و این رافضیان از ملت اسلام خارجند و احکام ایشان احکام مرتدین است.
(یعنی با آنان مانند مرتدین بر خورد می شود) در مجموعه رسائل ابن عابدین، جلد اول ص 359 آمده است:
”قال فی التتارخانیة لو قذف عائشة رضی الله عنها با لزنا کفر بالله.
( در تتارخانیه آمده است: اگر کسی عائشه رضی الله عنها را متهم به زنا کرد کافر می شود.)
در ظهیریة چنین آمده است:
”و من أنکر امامة أبی بکر فهو کافر علی قول بعضهم و قال بعضهم مبتدع و لیس بکافر و الصحیح أنه کافر و کذا من أنکر خلافة عمر و هو أصح الأقوال.“
(کسی که امامت ابوبکر صدیق را انکار کند بنابه قول برخی از علما چنین شخصی کافر است و برخی گفته اند: مبتدع ( فاسق ) است و کافر نیست و لیکن صحیح آن است که کافر می شود و همچنین کسیکه خلافت عمر را انکار کند کافر می شود و درست ترین اقوال همین است.
ودر بزّازیه گفته است:
”و یجب إکفار الروافض، و من أنکر خلافة أبی بکر فهو کافر فی الصحیح و منکر خلافة عمر کافر فی الأصح.“
(و کافر دانستن روافض، واجب می باشد و کسی که خلافت ابوبکر را انکار کند، بنا به قول صحیح، چنین شخصی کافر محسوب می شود.)
و همچنین در ص 368و369 مجموعه رسائل ابن عابدین،دلائل کفر شیعیان رافضی بیان شده است که این هر دو صفحه ضمیمه پیام است،و آن اینکه از علامه ابومسعود در رابطه با شیعه سوال شده است که آیا جنگ با آنان حلال و روا است و اگر کسی از ما در جنگ با آنان کشته شد،شهید محسوب می شود؟ جنگ آنان چگونه روا می باشد در حالی که کلمه می گویند و ادعا می کنند که رهبرشان از اولاد پیامبر صلی الله علیه و سلم است؟
”إن قتالهم جهاد أکبر والمقتول منا فی المعرکة شهید...“
(جنگ با آنان جهاد اکبر است و اگر کسی از ما در جنگ با آنان کشته شد شهید است...)
ودلائل کفر روافض را بیان کرده است از جمله آنکه:
1- شیخین یعنی ابوبکر وعمر رضی الله عنها را دشنام می دهند و دشنام دادن ایشان کفر است.
2- عائشه صدیقه را دشنام می دهند و نسبت به وی زبان درازی می کنند و حال آنکه خداوند برائت و پاکی او را نازل کرده است.
3- توهین به همسر پیامبر صلی الله علیه و سلم توهین به شخص پیامبر محسوب میشود- و توهین به پیامبر کفر است.
” فلذا أجمع علماء الأعصار علی إباحة قتلهم و إن من شک فی کفرهم کان کافرا“
( پس بنابراین اجماع علمای همه قرون بر روا بودن کشتن ایشان است و اگر کسی در کفر ایشان شک کرد کافر می شود)
و در ادامه می افزاید:
”جنگ با ایشان مهم تر است از جنگ با سایر کفار؛ چرا که ابوبکر صدیق رضی الله عنه جنگ با مسیلمه کذاب و پیروانش را در اولویت قرار داد و بعد از پاکسازی سرزمین- جزیرة العرب- از مسیلمه ها به فتح شام و غیره آن پرداخت“.
وهمچنین حضرت علی رضی الله عنه جنگ با خوارج را در اولویت قرار داد.
پس بدون شک جهاد با ایشان (روافض) مهم تر است از جهاد با سایر کفار - در این هیچ شکی نیست که کشته های ما در جنگ با ایشان شهیدند.
در خاتمه،این بحث را با فتوای کفر و لعن شیعه از زبان شیعه خاتمه می دهیم .
در کتاب من لایحضره الفقیه - یکی از کتب معتبر شیعه تالیف ابی جعفر صدوق محمد بن علی- صفحه 188،درباره اذان از حضرت جعفر صادق نقل شده است و آن اینکه از ایشان در مورد اذان سوال می شود و ایشان کلمات اذان را مانند اذان اهل سنت بازگو می کنند البته به اضافه ” حی علی خیر العمل“ و تکرار لاإله إلا الله .
ومصنف این کتاب با صراحت تمام می گوید:
”هذا هوالأذان الصحیح لایزاد فیه ولاینقص منه. والمفوضة لعنهم الله قد وضعوا أخباراً وزادوا فی الأ ذان ”محمد و آل محمد خیر البریة“ مرتین.
”و فی بعض روایاتهم بعد أشهدأن محمداً رسول الله ،أشهد أن علیاً ولی الله - مرتین. و منهم من روی بدل ذلک أشهد أن علیاً امیر المومنین حقاً - مرتین.“
این اذان صحیح است و در آن اضافه و یا -از کلمات آن کم نمی شود و لیکن مفوضه که خدا ایشان را لعنت کند،اخباری را وضع کرده اند و در اذان ” محمد و آل محمد خیر البریه“ را اضافه کرده اند، و در بر خی از روایاتشان بعد از ”أشهد أن محمداً رسول الله“ ، ”أشهد أن علیاً ولی الله“ را و برخی از ایشان به جای آن ”اشهد أن علیاًامیرالومنین حقاً“ را تکرار و اضافه کرده اند.و در پاورقی کتاب مذکور در تشریح مفوضه می نویسد:
”المفوضة: فرقة ضالة قالت بأن الله خلق محمداً وفوض إلیه خلق الدنیا فهو الخلاق، و قیل بل فوض ذلک الی علی علیه السلام،....
مفوضه گروهک گمراه و کافرند که گفته اند خداوند محمد را آفریده وسپس خلقت دنیا را به او سپرده است و او خلاق است و گفته شده است که خلقت دنیا به علی سپرده شده است و البته این ”مفوضه“ غیر از آن کسانی می باشند که بندگان را خالق افعال خویش می دانند مانند معتزله و امثال ایشان“.
حاصل کلام اینکه:
شیعیان رافضی سبایی که در حال حاضر بنام گروهک حجتیه از آنها یاد میشود و در رأس آنها خامنه ای قرار دارد یک گروهک کافر و مرتد و خارج از دایره اسلامند وجنگ با آنها بنابه فتوای علمای خدا جوی، نه تنها هلاکت نیست بلکه یک وظیفه دینی و شرعی است و باید دراولویت کاری هر مسلمان با غیرتی قرار گیرد و کسانی که در راستای دفاع از آرمان صحابه و عقیده و حراست از حرمت یاران پیامبر صلی الله علیه وسلم،کشته می شوند، شهیدند.
به امید آنکه با این نوشتار گامی در جهت بیداری دینی و آگاهی جوانان اهل سنت و فرهیختگان راه حق برداشته باشیم.

به امید پیروزی حق بر باطل

”و من الله التوفیق“

اهانت شیعیان به علی (ع) و پیامبر (ص) وناموسش.

اهانت شیعیان به علی (ع) و پیامبر (ص) وناموسش.
علامه مجلسی در بحار الانوار ( 40/2 دار احیاء التراث العربی-بیروت ) روایت کرده است: علی گفت: همراه رسول الله صلی الله علیه و سلم سفر کردم، و او هیچ خادمی غیر از من نداشت و لحافی به همراه داشت و غیر از آن لحاف، لحاف دیگری با خود نداشت، و عائشه همراه او بود. رسول الله صلی الله علیه و سلم بین من و عائشه می خوابید و بر هر سه ما جز یک لحاف نبود، پس هنگامی که او برای نماز شب بر می خواست لحاف را با دست خود در بین من و عائشه قرار می داد تا جائیکه لحاف در بین ما به فراش زیر ما می رسید. ( بحار الانوار38/297 و314 و40/1). ( كتاب سليم بن قيس" ص221 )

با این حال آنها روایت کرده اند از ابی عبد الله (ع) در مورد کسی که همراه زنی زیر یک لحاف دیده شود فتوی داده است به یکصد ضربه شلاق. ( اصول کافی 7/182، تهذیب الاحکام 10/40، الاستبصار 4/213، وسائل الشیعه 14/339 باب تحریم الخلوة بامرأة أجنبية تحت لحاف واحد. بحار الأنوار73/130 و76/57-93 فقيه من لا يحضره الفقيه4/23).
( در این صورت علی و عائشه هردو مستوجب اجرای حد هستند ).

آیت الله مجلسی هم برای ترمیم این آبروریزی که کلینی و سلیم بن قیس به بار آورده اند فتوایی صادر کرده است که هر کس شب همراه زنی زیر لحاف دیده شد اجرای حد بر آنها لازم نیست ( مانند علی و عائشه ) ولی در صورت مشاهده در روز حد بر آنها جاری می شود. ( بحار الانوار 76/94 ).

نظر من:
در ایمان پیامبر و اهل بیت او (خانواده اش) جای هیچ شکی و شبه ای نیست و این مسأله مورد اتفاق اهل سنت و اهل تشیع است. در این جا انگشت اتهام به سوی نویسندگان این مطالب نشانه میرود که با این روایات مبتدع ومن درآوردی و ادخال بدعت و جهل و خرافه به دین و سعی در لکه دار کردن نام وناموس پامبر عظیم الشأن اسلام ( صلی الله علیه و سلم ) و مولای متقیان امام علی (ع) دارند و خدا می داند این افراد که نام علامه و آیت الله و حجت الاسلام و ... بر خود گذاشته اند از این کارها چه سودی می برده اند و چه هدفی را دنبال میکردند که مذهب تشیع را اینگونه به و ورطه فساد و نابودی کشانده اند و آن را از اسلام ناب محمدی فرسنگها به دور افکنده اند؟!!
جواب این سؤال بر عهده شما برادران شیعه است که بدون تدبیر و کور کورانه از فرامین و فتاوای روحانیان جاه طلب خود پیروی میکنید و واین روحانیان آنقدر شما را نسبت به مذهب اهل سنت بد بین کرده اند که از شدت تنفر نسبت به آن حتی حاضر نیستید کوچکترین تحقیقی در مورد صحت یا بطلان آن انجام دهید و به سخنان آخوندهای خود اکتفا میکنید!.

شيعه وعقيده بداء

بداء در اصطلاح‌ يعني‌ تغيير ناگهاني‌ در مسير از قبل‌ تعيين‌ شده‌ و يا به‌ عبارتي‌ يعني‌ پيشامد.اكثريت‌ قريب‌ به‌ اتفاق شيعيان‌ معني‌ بداء را نمي‌دانند،در حاليكه‌ بارها در دعاهايشان‌ آن‌ را تكرار مي‌كنند، مخصوصاً در دعاهايي‌ كه‌ هنگام‌ زيارت‌ قبور امام‌ دهم‌ علي‌ نقي‌ و امام‌ يازدهم‌ حسن‌ عسكري‌ مي‌خوانند، مي‌گويند: "السلام‌ عليكما يا من‌ بدالله فيكما".يعني‌ كه‌ سلام‌ بر شما اي‌ كساني‌ كه‌ خداوند در مورد شما مرتكب‌ بداء شد. در كتب‌ شيعه‌ از جمله‌ در مفاتيح‌انگيزه‌ شيعيان‌ از اين‌ دعا اين‌ است‌ كه‌ بر طبق‌ عقيده‌ شيعه‌ امامت‌ از پدر به‌ فرزند ارشد منتقل‌ مي‌شود. اما هنگاميكه‌اسماعيل‌ فرزند ارشد امام‌ جعفر صادق وفات‌ يافت‌، بناچار امامت‌ به‌ موسي‌ بن‌ جعفر فرزند كوچك‌ جعفر صادق انتقال‌ يافت‌. اين‌ تغيير در مسير امامت‌ كه‌ بنابه‌ اعتقاد شيعه‌ منصب‌ خداوندي‌ است‌ و رأي‌ مردم‌ در آن‌ تأثيري‌ ندارد را بداء ناميده‌اند و مي‌گويند خداوند در مقابل‌ پيشامد و حادثه‌ غير مترقبه‌اي‌ قرار گرفت‌ و حكمي‌ جاري‌ كرد كه‌ با حكم‌قبلي‌ متفاوت‌ بود. از این پس ميان‌ شيعيان‌ اختلاف‌ افتاد و باعث‌ گروه‌ بنديهايي‌ منجمله‌ بوجود آمدن‌ گروهي‌ بنام‌اسماعيليه‌ در صفوف‌ شيعيان‌ شد.متأسفانه‌ علماء و آخوندهاي‌ شيعه‌ با اينكه‌ مي‌دانند اين‌ نسبتها به‌ خداوند باطل‌ و نارواست‌ و به‌ جاي‌ اينكه‌ در جهت‌ حذف‌ نسبت‌ «نعوذبالله» جهالت‌ و ناداني‌ و ناقص‌ جلوه‌ دادن‌ علم‌ و حكمت‌ ذات‌باري‌ تعالي‌ از اصول‌ عقائد شيعه‌ اقدام‌ كنند، شرمسارانه‌ مي‌كوشند تا از اين‌ مسئله‌ فرار كنند. مسلمان‌ واقعي‌ معتقد است‌ كه‌ خداوند آگاه‌ و خبير و عالم‌ الغيب‌ است‌ و آنچه‌ را كه‌ در آينده‌ روي‌ مي‌دهد، مي‌داند و هيچ‌ امري‌ بدون‌درخواست‌ و اراده‌ خداوند واقع‌ نخواهد شد. شكي‌ نيست‌ كه‌ آگاه‌ بودن‌ خداوند از آنچه‌ در آينده‌ روي‌ مي‌دهد با انديشه‌ بداء در تضاد است‌. نكته‌ قابل‌ توجه‌ و تناقض‌ عجيب‌ اين‌ است‌ كه‌ شيعيان‌ مي‌گويند امامانشان‌ هر آنچه‌ كه‌ پيش‌آمده‌ و هر آنچه‌ را كه‌ پيش‌ بيايد مي‌دانند، اما بخداوند نسبت‌ مي‌دهند كه‌ از آنچه‌ در آينده‌ واقع‌ مي‌شود، بي‌ خبر و ناآگاه‌است‌.!

توهین به حضرت عمر اما از نوع اصلاح طلبی

شکر خداوند بزرگ که ما را هدایت کرد تا همواره در پرتو تعالیم آسمانی اسلام و قرآن راه سنت و صحابه آن حضرت را طی کنیم و افتخار می کنیم که سنی هستیم . در روزنامه اعتماد ملی و در حضور آقایان اصلاح طلب که خود را پدر خوانده ما اهل سنت مظلوم می دانند و چون گرگی در لباس میش در حال مذاکره برای جمع آوری آرای ما هستند و قصد تلخ کردن پیروزی هسته ای ایرانیان و اهل سنت بیدار که همواره حامی نظام بوده اند را دارند. آقایان معلوم الحال که همه می دانند دزدان سر گردنه از آنها شریف تر هستند از احوال آقایان کروبی ، خاتمی ، محتشمی و ... که شهرام جزایری آنها را به پول سیاه به باد داد افاضات عجیبی می شنویم! آقایان زبان باز کرده اند ! گویا در این مملکت هر کس زبان باز می کند لعن و دشنام به صحابه می دهد ؟مگر صحابه گوشت قربانی شما شده اند ؟ آن گروه مسجدهای ما را تخریب میکند ، علمای ما را زندانی می کند ، نویسندگان ما را شکنجه می دهند و جو رعب و ترس در بین ما بوجود می آورند ! دوست دارند عربده کش سر گذر باشیم تا نمازگزار مسجد! و گروه دیگر وقاحت و جسارت را از حد می گذارند که در روزنامه خود به حضرت عمر که آنها را از آتش پرستی ، ستاره پرستی ، خورشید پرستی ، مزدا پرستی ، میتر ا پرستی ، عورت پرستی به سوی یکتا پرستی کشاند. آری فرزندان ابولولو بار دیگر خشمگین از اینکه عمر آنها را با شمشیر مسلمان کرده است فاتحه برای جد خود می فرستند. کور باد چشمانشان که نمی بینند در پهلوی محمد رسول الله که خفته است کور باد آنان که نمی توانند رابطه خویشاوندی عمر با محمد ، عمر با علی ، عمر با فاطمه و ... را ببینند.

قرآن و مخالفان صحابه

قرآن ومخالفان صحابه رضی الله عنهم اجمعین
خداوند در قرآن مي فرمايد: (مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَي الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاهِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْأِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَي عَلَي سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَهً وَأَجْراً عَظِيماً)[1]«محمد فرستادة خداست و همراهانش بركفار خشن و در بين خود مهربانند و مي بيني آنها را در حال ركوع و سجده كه جوياي فضل خدا و خشنودي اويند اثر سجده درچهره هاي ايشان مشهود است داستان ايشان در تورات و انجيل است ايشان (صحابه) مانند زراعتي هستند كه ساقه سبز خود را بيرون دهد پس آنرا قوي گرداند و سپس محكم بايستد برساقة خود و زراعت كاران را به شگفت و كافران را به خشم آرد و الله به مومنان نيكوكار ايشان وعده مغفرت و پاداش عظيم ميدهد».( والذين معه) يعني كسانيكه با اويند يعني ياران او را خداوند جل جلاله به صفاتي ارزنده وصف نموده است از جمله:آنها در مقابله باكفار سخت و خشن اند.و در بين خود مهربانند.و سپس مي فرمايد آنها مردماني اند كه زياد نماز مي خوانند وعلاوه مي نمايد كه هدف آنها از اين ركوع و سجده جلب رضاي الهي است يعني الله گواهي به حسن نيت و اخلاص آنها ميدهد.و بعد ميافزايد كه قيافه آنها از اثر سجده نوراني است. و بالاخره به آنها وعده ميدهد كه مغفرت و پاداش بزرگي در انتظار آنها است.خداوند صحابه را به نهالي تشبيه مي كند كه كم كم رشد نموده شاخ و برگ ميدهد وكفار از اين رشد به غيض مي آيند در عمل صحابه نيز چون نهالي تازه پا بودند و سپس مدينه را گرفتند و بعد مكه و بعد خيبر و يمن و شبه جزيره عرب را و بعد ايران و مصر و روم را و از اين درخت پرشاخ و برگ كفار به خشم آمدند.استنباط امام مالك از اين آيه اين است كه هر كسي به همراهان محمد صلي الله عليه وآله وسلم يعني صحابه رضي الله عنهم خشم و غيض داشته باشد كافر است.دراينجا شايد كسي از اهل تشيع بگويد:تو اول برادري خودت را ثابت كن و بعد تقاضاي ارث بنما ما اصلأ قبول نداريم كه عمر و ابوبكر و ديگران اصحاب رسول خدا بوده اند ما قبول نداريم كه اين آيه در بارة آنهاست!.اما با هر چه ميشود شوخي كرد با قرآن نميشود قرآن خودش متونش را تفسير ميكند ما با مراجعه به يك آية ديگر ثابت مي كنيم كه ابوبكر يار رسول خدا بود و آنها نيز ناچار به قبول اين حقيقت هستند الله جل جلاله مي فرمايد:(إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا )[2]يعني:«آن هنگام كه محمد ميگفت به يارش غم مخور به يقين خداوند با ماست».اين آيه مربوط به هجرت حضرت محمد صلي الله عليه وآله وسلم از مكه و پناه گزيني او در غار ثور است و بدون نزاع و اختلاف همه معتقديم به اينكه يار و رفيق غار رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم, ابوبكر بوده است. منتهي با اين فرق كه دشمنان ابوبكر مي گويند: ايشان بي صبري بخرج داد و ترسيد, و دوستان ايشان مي گويند: ابوبكر رضي الله عنه شجاعت به خرج داد و غم خوار رسول بود كاري نداريم كه حرف كي درست است مهم اين است كه بايد قبول كنيم و هر دو گروه هم قبول دارند كه هم صحبت رسول ابوبكر بوده است پس در معني آية (محمد رسول الله والذين معه) كه ذكرش رفت. بدون ترديد ابوبكر نيز شامل (والذين معه) است. ابوبكر رفيق حيات آن حضرت بود كسي قدرت انكار اينرا ندارد. آيه اين را مي گويد تاريخ اين حرف را ميزند. و جز جاهل كسي منكر آن نيست و اين هم آيه ديگر كه شاهدي بر ادعاي ماست.( لَكِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ وَأُولَئِكَ لَهُمُ الْخَيْرَاتُ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ* أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ )[3]«اما پيامبر و كسانيكه همراه اويند (صحابه ) جهاد مي كنند با مالها و جانهاي خود و آنها بر ايشان نيكي هاست و اين گروه رستگار و نجات يافته اند, خداوند براي آنها بهشتهايي كه در زير آنها رودها جاريست مهيا كرده و جاودان در آن بمانند آن پيروزي بس بزرگي است».و باز خداوند جل جلاله ميفرمايد:(لِلْفُقَرَاءِ الْمُهَاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً وَيَنْصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ )[4]«(مال فَيء) براي فقيران مهاجري است كه از ديار و مالهاي خود اخراج شدند در حاليكه جوياي فضل خدا و خشنودي اويند و نصرت ميدهند خدا و رسولش را, آنها همانا كه را ستگويند!».خوب حالا سوال ديگري از آقايان مي كنيم اگر آنها قبول ندارند كه اين همه آيات در حق صحابه باشد پس بايد بگويند در حق كي است؟ بالاخره خداوند از مهاجرين و از مجاهدين و از مؤمنين سخن مي گويد منظور خدا جل جلاله چه افراديست ؟ لابد مثل هميشه مي گويند منظور همان 4 صحابه اي هستند كه از نظر آنها ياران صادق علي بودند و مرتد نشدند يعني حضرت بلال و ابوذر و سلمان و مقداد رضي الله عنهم اجمعين.ماية تأسف است كه مي بينيم بعضي از صحابه اي كه شيعه قبول دارد مشمول اين آيه نمي شوند مثلاً: حضرت بلال مالي نداشته يك برده بوده كه حضرت ابوبكر او را خريد و آزاد كرد. حضرت ابوذر اصلاً از مكه اخراج نشده و خودش با اراده خود از جايي ديگر آمد و سپس به جاي خود برگشته و قبيله خود را مسلمان كرد. حضرت سلمان هم يك برده بود و از مكه اخراج نشد بلكه در مدينه سكني داشت و مجبور نشد بخاطر ايمان به رسالت محمد صلي الله عليه وآله وسلم مالش را رها كند بلكه حتي بفضل خدا او از مال و كمك مسلمانان ديگر مستفيد گشت و آزادي خود را بدست آورد.البته زبانم لال شود اگر قصد توهين به صحابه را داشته باشم يا از ارزششان بكاهم بلال اگر مشمول اين آيه نيست مشمول دهها آية ديگر است. و قهرماني او در پايداري بر توحيد هرگز فراموش شدني نيست و همچنين به حضرت سلمان فارسي وحضرت ابوذر رضي الله عنهم.ما فقط ميخواهيم بگوييم بعضي ها چقدر از قرآن دور و به متن آن نا آگاه اند و نمي خواهند يا نمي توانند بدرستي مفهوم و مقصود آيه را درك كنند.پس خلاصه كلام اينكه ناچاريم قبول كنيم همانهايي كه در نظر آنها متهم بدروغ و نفاقند مشمول متن آيه اند و علاوه بر اين خداوند مي فرمايد:(وَإِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ )[5]«و اگر قصد فريب دادن تو را داشته باشند پس خدا ترا كافي است و او كسي است كه ياري ميدهد تو را ( اي محمد ) به نصرت وكمك مومنان».و همه ميدانيم كه جهاد رسول خدا با يك لشكر 4 يا 10 نفره نبوده است.خدا اگر كمي عقل و اندكي خلوص به كسي عطا كند او نمي تواند منكر اين حقيقت شود و مجبور است اعتراف كند اين آيات در حق همه اصحاب است.و با اين اقرار ديگر بر او لازم است كه به اصحاب كينه و غيظ نداشته باشد و بر او واجب است كه طبق دستور العمل آيه زير رفتار كند.(لِلْفُقَرَاءِ الْمُهَاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً وَيَنْصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ) (وَالَّذِينَ تَبَوَّأُوا الدَّارَ وَالْأِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَهً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَي أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَهٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) (وَالَّذِينَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْأِيمَانِ وَلا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلّاً لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَحِيمٌ )[6]«مال فيء ( غنيمت بي زحمت جنگي) براي مهاجران فقيري است كه از سرزمين و دارايي خود رانده شدند در حاليكه جوياي بخشش وكرم الهي و رضايت او بودند و ياري ميدهند الله و فرستاده اش را و همانان آنها را ستگويند! و نيز براي آنهاييست كه جاي گرفتند در دار اسلام (يعني انصار) ايمان آوردند پس از مهاجران و دوست دارند هركه را كه بسويشان هجرت كند و نمي يابيد در دلهاي خود دغدغه و ناراحتي بخاطر آنچه كه به مهاجران داده شد و مهاجران را برنفس خود مقدم ميدارند هرچند كه خود محتاج هم باشند وكسانيكه نفس خود را از حرام نگه دارند بدرستيكه آن جماعت رستگار و نجات يافته گانند ! و (مال فيء) همچنين از آن كساني است كه بعد از اين دو گروه آمدند و مي گويند بار الها بيامرز ما را و بيامرز برادران ما را كه در ايمان از ما پيشي گرفتند و در قلبهاي ما نسبت به آنها كينه اي قرار مده. بارالها بدرستيكه تو بخشايندة مهرباني!».بله دايم بايد بگوييم: ( اي خدا ما را و برادران ما را كه در ايمان از ما پيشي گرفته اند بيامرز و در دل ما نسبت به آن مومنان كينه اي قرار مده بدرستيكه تو بسيار مهربان و رحيم هستي ! ) دقت كنيد كه چه كساني جزو اين آيه اند و چه كساني مشمول آن نمي شوند آنكس كه در دل، غل وكينه به مهاجرين و انصار دارد جزو توصيف شدگان آيه نيست شما توجه كنيد كه آيه چه مي گويد از كه مي گويد و براي كي مي گويد. آيه مي فرمايد مال غنيمت كه در دست رسول خدا است متعلق به چند گروه است.يكي نزديكانش, دوم يتيمان, سوم فقيران, چهارم در راه ماندگان, و بعد بيشتر توضيح ميدهد و مي گويد: حق آنهاييست كه از شهر و ديار و مال و منال خويش رانده شده اند يعني منظور همه اصحابي هستند كه از مكه به مدينه هجرت كرده اند و منظور تمامي انصاري هستند كه در مدينه با روي باز به آنها جا دادند و در مرحلة بعدي كلية مومناني هستند كه بعد از اين دو گروه آمدند كه ما و شما هم شاملش هستيم بشرطي كه اين دعا را بخوانيم و به آن عمل كنيم.(رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْأِيمَانِ وَلا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلّاً لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَحِيمٌ )[7]« بار الها بيامرز ما را و برادران ما را كه در ايمان از ما پيشي گرفتند و در قلبهاي مانسبت به آنها كينه اي قرار مده بار الها بدرستيكه تو بخشاينده مهرباني!».
تضاد در عقيده محمد باقر سجودي
اهل سنت جنوب

۱۹.۱۲.۸۶

وجوب یاری رساندن به اهل سنّت عراق در مقابل تهاجم شیعیان!

حضرت شیخ عبد الله بن عبد الرحمن جبرین (عضو هیئت علمای بزرگ کشور عربستان سعودی)، در بیانیه ای بر وجوب یاری رساندن به مسلمانان اهل سنت عراق در مقابل حملات شیعیان، تأکید نمود!
متن بیانیه: و بعد... اعمالی که رافضه (شیعیان) نسبت به اهل سنت عراق انجام میدهند، تماماً به اطلاع ما رسیده است: شیعیان غافلگیرانه بر اهل سنت حمله می برند و به طرز وحشتناکی آنها را می کشند! ملاحظه هیچ کسی را هم نمی کنند، نه کودک و نه زن، و نه پیر سالخورده، به قصد کشتن به آنان شلیک می کنند... آنان را درون خانه هایشان می سوزانند! و قبل از کشتن آنها را شکنجه می کنند...
یا گوشت اعضای بدنشان را تکه تکه می کنند!!! یا در یخچال قرار می دهند تا منجمد شوند و بمیرند، هر کس را که اسمش عمر باشد مورد تعقیب قرار می دهند. کودک پنج ساله ای را به خاطر اینکه اسمش «عایشه» بود کشتند! بر مساجد اهل سنت مسلّط شدند و مساجد را بر سر نمازگزاران خراب کردند... . خانه ها را بر سر صاحبانشان ویران می کنند یا می سوزانند. با مسیحیان، بر ضدّ اهل تسنن، در ورود به خانه ها و گرفتن وسایل دفاعی، حتی چاقوهای سبزی خرد کنی و... همکاری می کنند. سپس اندکی بعد به افراد ساکن در آن خانه ها حمله کرده و به طرز وحشتناکی آنها را می کشند. قصد شیعیان نابودی اهل سنّت عراق است تا زمانی که کسی از آنان باقی نماند (هر چند که مسلمان، و از عهد عمر بن الخطّاب و بعد از آن، از عهد عباسی، در عراق ساکن بوده باشند). آنان از زمانهای دور با ما دشمن بوده و هستند، آنان ورثه ابن العلقمی و نصیر الدین طوسی اند که قتل خلیفه عباسی را زیبا جلوه دادند و سپس وارد بغداد شدند و حدود یک ملیون تن از مردم آنجا را کشتند! به طوری که دجله و فرات به رنگ خون درآمد، قرآنها و کتابها را آتش زدند و در آب انداختند! اینها به دلیل کینه و خشم آنان نسبت به مسلمانانی است که شهادتین را گفته و نماز می خوانند و زکات می دهند و روزه و حج و جهاد به جا می آورند و گناهی جز رضایت دادن به خلفای راشدین ابوبکر و عمر و عثمان و معاویة بن ابی سفیان و جابر و انس و ابن عمر و ابو سعید و دیگر صحابه رضی الله عنهم ندارند. با این وجود بعضی ها فکر می کنند شیعیان مسلمان هستند؛ زیرا شهادتین را بر زبان جاری می کنند و نماز و روزه و حج و ... به جا می آورند ولیکن ما می گوییم آنها مشرک هستند: 1- به خاطر اینکه آنها صحابه نبی اکرم (ص) را تکفیر[1] می کنند. آنان معتقدند صحابه بعد از وفات پیامبر (ص) کافر و مرتد شدند؛ زیرا با خلافت علی رضی الله عنه، بیعت نکردند و وصیت پیامبر (به گمان خودشان) را کتمان کردند، به قول خودشان احکام و عباداتی که این صحابه نقل کرده اند قابل قبول نیست؛ زیرا مرتد و کافر شدند، با اینکه اصحاب، رضی الله عنهم کسانی بودند که با اهل ردّه جنگیدند. 2- آنها به أمّهات مؤمنین، عایشه و حفصه طعن و افترا می بندند و به عایشه ناسزا می گویند، در حالی که خدا در برائت او از گناه در قرآن آیه نازل کرده است. 3- آنان اهل سنّت را در هر زمان و مکان تکفیر می کنند!؟ چنانکه تألیفات و نوارهایشان این مطلب را تأیید می کند. بر آنها حکم می کنند که در آتش جهنّم جاودان خواهند بود و این عقیده راسخ ایشان است و روشنترین دلیل آن هم، اعمالشان در قبال اهل سنّت عراق و دوستی با مسیحیان برای قتل و نابودی اهل سنّت است! 4- افترا بستن به قرآن، از آنجا که در آن هیچ آیه ای نیافته اند که عقیده شان را بر غلوّ نسبت به علی و دو پسر و همسرش تأیید کند، صحابه را متهم می کنند که آنها آیات مربوط به فضائل علی و ذریّه او را مخفی و حذف کرده اند، شیخ آنان «طبرسی» کتابی به نام «فصل الخطاب فی اثبات تحریف کتاب ربّ الارباب» نوشته و در آن تا توانسته نقلهای دروغینی آورده، حال آنکه این شخص نزد آنان مقدّس و تألیفات وی از مهمترین کتابهایشان محسوب می شود. 5- آنها سنت صحیح نبوی را ردّ می کنند و کتابهای اهل سنّت مانند صحیحین، السنن، المسند که امّت اسلام آنها را پذیرفته، معتبر نمی دانند، هر چند صحیح ترین اسناد را در بر داشته باشد، با اینکه در این کتابها فضائل صحابه آمده و رجالی که سخنشان سند روایات اهل سنّت است و علمای بزرگ رحمهم الله این اسناد را تصحیح و تنقیح کرده اند. 6- غلوّ در مورد علیّ و حسن و حسین و فاطمه رضی الله عنها. آنها ایشان را با صفات غلوّ آمیز و ستایشگری وصف می کنند تا جایی که آنها را همراه با خدا عبادت کرده و خود را برای آنان خالص می کنند، در صورتی که خالص شدن فقط برای خداست. آنها را در شداید و سختی ها می خوانند و در فضائل ایشان دروغهایی می گویند در حالی که آنها نیازی به این چیزها ندارند، چیزهایی که حتّی اگر کسی که از کمترین حدّ عقل برخوردار باشد، تصدیق نمی کند و این دلیل ضعف عقلی آنان و تمسّک به اکاذیبی است که از علمای گمراه آموخته اند. 7- بدعتهای فراوان ایشان که دلالت بر ضعف عقلی آنان دلالت دارد، از مشهورترین این بدعتها مراسم های عزا و ماتم سالیانه به مناسبت عاشوراست، که در آن بر سینه و صورتشان می زنند، و با اسلحه(!) به خود ضربه وارد می کنند، تا خون جاری شود، و نوحه و زاری و فریاد می کنند. اینها دلالت بر سخیف بودن و سبک عقلی آنان دارد. عیدی دارند، که آن را «عید غدیر» می نامند، که نه نزد دوازده امام و نه غیر آنان اصل و منشأ ندارد، همینطور است دیگر بدعتها و اکاذیبشان. بر اساس آنچه ذکر کردیم ما باید از خدا خلاصی از اعمال شنیع آنان را بخواهیم! ما آزار و اذیت آنان نسبت به مسلمانان عراق و... را محکوم می کنیم، از اخبار بدست آمده! دشمنی رافضه نسبت به اهل سنت و جماعت در هر شهر و در هر زمان و مکان را در می یابیم و تمام مسلمانان را از فریب تبلیغات و ادّعاهای آنان بر حذر می داریم. آنها به زبان چیزی را می گویند که در دلهایشان نیست، آنها دشمن کینه توز ما هستند، بزرگترین دشمنانی که بر ضدّ مسلمانان مکر و حیله می بندند! پس باید از مکر آنان بر حذر بود، قطع رابطه با آنان و طرد و اخراجشان واجب است تا مسلمانان از شرّشان در امان بمانند. خدا ما را از مکر آنان دور نماید و نا امیدشان کند...
عبد الله بن عبد الرحمن الجبرین. 2/1/1428هجری

۲.۱۲.۸۶

دلایل کفر 2

در اصول کافی جلد 4 صفحه ی 446 کتاب فضل القرآن وفصل الخطاب صفحه ی 235 آمده است که: امام جعفر صادق ( رح ) می فرماید بی شک قران کریم که حضرت جبرئیل به طرف حضرت محمد (ص) آورد هفده هزار آیه بود .

در اصول کافی جلد 4 صفحه ی 444 و تفسیر صافی جلد 1 صفحه ی 25 وتفسیر مرأة الانوار صفحه ی 36 وبصائر الدرجات صفحه ی 213 وفصل الخطاب صفحه ی 7وانوارنعمانیه جلد 2 صفحه ی 363 آمده است که: نزد امام جعفر صادق کسی قرآنی را تلاوت می کرد من کلامی را شنیدم که بغیراز آن قرآنی بود که مردم عادی می خوانند امام جعفر فرمود به این صورت نخوان همان طوری بخوان که مردم می خوانندتا زمانی که امام مهدی می آید وقتی که امام مهدی آمد قرآن به صورت اصلیش خوانده می شود وهمان قرآنی آورده می شود که حضرت علی آن را نوشته بود .

در تفسیر مرأة الانوار صفحه ی 70 آمده است که : علت مبتلا شدن حضرت ایوب به مصائب این بود که در ولایت حضرت علی شک کرده بود .

در حق الیقین صفحه ی 156 آمده است که: جمع کثیری از مسلمانان ابوبکر راظالم وغاصب دانند وتا روز قیامت او را واعوانش را لعنت کنند .

در جلاء العیون صفحه ی 41 آمده است که : وآن ملعون روسیاه ( ابوبکر ) سبقت به عذاب الیم الهی اختیار کرده خلافت را قبول کرد واکثر مهاجرین وانصار وصیت احمد مختار وبیعت علی کرار را منظور نداشته از خدا شرم نکردند وبا آن ملعون بیعت کردند .

در حیاة القلوب جلد 2 صفحه ی 680 وجلاءالعیون صفحه ی 45 آمده است که : عاقل را مجال آن نیست که شک نماید در کفر عمر ملعون وکفر کسی که عمر لعین را مسلمان داند .

در جلاء العیون صفحه ی 137 آمده است که :
بدترین خلق خدا عمرابن خطاب است .

غلامحسین نجفی لعنتی در کتاب قول مقبول صفحه ی 420 می نویسد که :
عثمان با مرده زنش ام کلثوم همبستری کرد.
ودر صفحه ی 432 می نویسد که :
دردنیا این اولین خلیفه ای است که مرز شرم وحیا را شکست وبا مرده ی زنش همبستری کرد .

برادران مسلمان آیا شما کسی را با این عقاید مسلما ن می دانید فکر نکنم مسلمانی که بک ذره ایمان وغیرت دا شته باشد در دل قبول کند که این گمراهان مسلمان باشندامیدوارم همان طوری که از صدر اسلام تا به حال تمام مسلمانان وبزرگان ما بر همین عقیده بوده اند که این گروه کافر ومرتد هستند ما هم پیرو راه همان بزرگواران خود باشیم وبا مسلمان گفتن این دشمنان اسلام ایمان خود را به خطر نیندازیم .

فتوای مولانا سلیمان ندوی در تاریخ 24/2/1408 هجری قمری
فرقه ی اثنا عشری اگر قایل به تحریف قرآن است ومنکر ختم نبوت امی با شد در کفر او هیچ شکی نیست .

فتوای امام العصر حبیب الرحمن اعظمی 7 صفر 1407
شیعه ی اثنا عشری بی شک وشبه کافر ومرتد هستند .

فتوای مولانا محمد ظهور ندوی مفتی دارالعلوم ندوة العلماء لکهنو
در بین شیعه ها فرقه ی اثنا عشری که قایل به تحریف قرآن است واین عقیده را دارد که در قرآن آیات صریحی در مورد حضرت علی واهل بیت وجود داشته وآن ها را صحابه کرام خصوصا ابوبکر وعمر قطع وبرید کرده خارج کرده اندو قرآن موجوده ناقص است وهمین طور بخاطر داشتن عقیده امامت منکر ختم نبوت هستند وعقاید زیادی دارند که مخالف صریح کتاب الله ونصوص هستند در این صورت فرقه ی اثنا عشری کافربوده واز دایره اسلام خارج هستند .

فتوای مفتی اعظم پاکستان ورئیس دارالافتائ جامعه العلوم الاسلامیه کراچی حضرت مولانا مفتی ولی حسن صاحب .
شیعه ی اثنا عشری ورافضی کافر هستند وجائز نیست که مسلمانان با آنان مواصلت نمایند ودر نماز جنازه شان شرکت کنند وذبیحه ی آنان حلا ل نیست وآنان را درقبرستان مسلمانان دفن نکنید .

بله دوستان صحابه کسانی هستند که الله تعالی در قرآن در مورد آنان در سوره فتح آیه ی 29 می فرماید
حضرت محمد ( ص ) رسول خداوند است وکسانی که همراه او هستند ( صحابه کرام ) در مقابل کفار سخت ودر بین هم مهربان هستند ای مخاطب تو می بینی که گاهی در حالت رکوع هستند وگاهی در حالت سجده وفضل الله تعالی را جستجو می کنند آثار سجده را بر پیشانی شان می بینی این ها اوصافی است که در تورات وانجیل آمده است .

وپیامبر اکرم (ص ) درروایتی از ترمذی در مورد صحابه کرام می فرماید :
در مورد صحابه ی من از الله بترسید در مورد صحابه ی من از الله بترسید آن ها را بعد از من مورد تنقید قرار ندهید چونکه هر کس با آنان محبت کرد از روی محبت من با آنان محبت کرده است وهر کس آنان را اذیت کرد گویا مرااذیت کرده وهرکس مرا اذیت کرد گویا الله تعالی را ایذا داده است پس نزدیک است که الله تعالی اورا بگیرد.

دوستان این نااهلان کسانی هستند که بر الله تعالی ایراد می گیرند ودشمنان الله ورسول او هستند پس ما هم باید دشمنان الله را دشمن خود بپنداریم چون این یکی از نشانی های ایمان است والله تعالی درسوره نسائ آیه ی 144 می فرماید :
یاأیُهاالَّذِینَ آ مَنُوا لا تَتَّخِذُواالکَافِرِینَ اَولِیاءِ مِن دُونِ المُومِنِینَ . ای کسانی که ایمان آورده اید مومنین را ترک نکنید وبا کافرین دوستی نکنید .در تمام اعصار تمام علما بر کفر شیعه متفق بودند پس چه شده که فتوای ما عوض شده آیا شیعه ها از عقایدشان برگشته اند ؟ فیصله خودتان بکنید .

۲۶.۱۱.۸۶

دلایل کفر

در کتاب تذکرة الائمه ص 64 ملا باقر مجلسی می نویسد :

خدا جبرئیل را به علی فرستاد او به غلط به محمد رفت از آنکه محمد به علی غراب که غراب ماند
در این جمله ملا باقر مجلسی می گوید چون که حضرت علی و حضرت محمد (ص) بسیار شبیه هم بودند و او مثل کلاغ را می زند که کلاغها چقدر شبیه هم هستند آنان هم همانقدر شبیه هم بودند اولاً پیامر (ص) را شبیه کلاغ دانستن بزرگترین گستاخی است و دوماً اشتباه جبرئیل بزرگترین کفر است
خمینی در کشف الاسرار ص 107 می نویسد :
ما خدایی را پرستش می کنیم و می شناسیم که کارهایش بر اساس عقل پایدار و به خلاف گفته عقل هیچ کاری نکند نه آن خدا که بنای مرتفع از خدا پرستی و عدالت و دین داری بنا کند و خود بخرابی آن بکوشد و یزید و معاویه و عثمان و از قبیل چپاول چی های دیگر را بمردم امارت دهد .
پس بدانیم که همان مالک زمین و آسمان بود که حضرت عثمان را امارت داد و شیعه ها این مالک زمین و آسمان را چون عثمان را امارت داده پرستش نمی کنند و حقیقتاً چون پیامبر آنها حضرت علی است پس خدایشان هم خدایی دیگر و قرآن آنان هم قرآنی دیگر همانطور که خدای آنان رب العالمین نیست پیامبر آنان حضرت محمد نیست چون به خطای جبرئیل پیامبر شده قرآن آنها هم این قرآن عام مسلمین نیست همانطوری که در روایت اصول کافی ص 332 ج 1 مترجم فارسی تفسیر البرهان ج1 ص 15 فصل الخطاب ص 4 تفسیر صافی ج 1 ص 11 تفسیر مراة الانوار ص 37 بصائر الدرجات ص 213 آمده است که :
عن جابر قال سمعت ابا جعفر (ع) یقول ما ادعی احد من الناس انه جمع القرآن کله کما انزل الله الا کذاب و ما جمعه و حفظه کما نزله الله الا علی ابن ابی طالب علیه السلام و الائمه من بعد...
( جابر می گوبد از امام باقر شنبده هر کسی که ادعا کند که قرآن کریم را بصورت کامل جمع آوری کرده او دروغگو است چونکه قرآن کامل را فقط حضرت علی و ائمه بعد از او جمع آوری کرده اند )
حال متوجه شدیم که تمام امت متفق هستند که قرآن توسط حضرت عثمان جمع آوری شده ولی شیعه ها این را قبول ندارند و این قرآن را تحریف شده می دانند با این عقاید فتاوای چهارده قرن از علماء اهل اسلام فتوای کفر شیعه یوده .

فتوای علامه کمال الدین معروف به ابن الهمام متوفی سال 681 :
ان انکر خلافة الصدیق او عمر (رض) فهو کافر فتح القدیر ج1 ص 304 طبع بیروت
به تحقیق کسی که منکر خلافت ابوبکر و عمر باشد پس او کافر است .
فتوای علامه ابن عابدین شا می لا شک فی تکفیر من قزف سیده عایشه ( رض) او انکر صحبه الصدیق رد المختار ج2 ص 294
کسی که به حضرت عایشه تهمت بزند و منکر صحابیت ابوبکر باشد در کفر او شکی نیست .

و در فتاوای عالمگیری که در زمان سلطان اورنگ زیب گروه زیادی از علماء این فتاوی را صادر کرده اند آمده است :
الرافضی اذا کان یسب الشیخین و یلعنهما العیاذبا الله فهو کافر
رافضی اگر در حق ابوبکر و عمر گستاخی کنند و آنان را لعنت کنند کافر هستند .
این فتاوای بزرگترین کتابهای اهل سنت در حق روافض هستند حال فتوای شما چیست آیا فتوای شما غیر از این است که شیعه های معاصر از عقیده خود برگشته اند در آذر ماه 1384 زمانی که سی دی های عبد المالک ریگی در اثبات کفر شیعه در استان پخش شدند امام جمعه اهل تشیع در سراوان محمدیان در جلسه ای که تمام روساء مدارس و ادارات را در مدرسه نمونه امام سجاد سراوان جمع کرده بود گفت ما این عقیده ها را نداریم یک ملا هزار سال قبل یک کتابی نوشته ما آن را قبول نداریم .
سوال این جا است که آیا کشف الاسرار خمینی مال هزار سال قبل است جمله توهین آمیز به ام المومنین عایشه در 10/6/84 در روزنامه جام جم مال هزار سال قبل است؟ جمله توهین آمیز به حضرت عایشه در مجله خانواده سبز شماره 195 مال هزار سال قبل است؟ جملات کفریه تیجانی در صدا و سیما در رمضان 86 مال هزار سال قبل است .؟ دوستان شیعه ها همان عقاید کفریه خود را دارند پس چرا فتوای ما بعد از 14 قرن عوض شده؟ سوال اینجاست ، آنرا در آینده می خوانیم .

۲۵.۱۱.۸۶

سلام بردوستان

به نام الله
الله جل جلاله از بین تمام ادیان دین اسلام را پسند نموده (اِن الدینَ عندَاللهِ الاِسلام ) و این دین اسلام را در طول 23 سال الله تعالی بر نبی خود (ص) عرضه نموده و تکمیل نمود و کمال آن را با جملات زیبای ( اَکمَلتُ لَکُم دِینُکُم و اتمَمتُ علِیکُم نِعمَتیِ و رضیتُ لَکُم الاسلام دینا ) بیان نموده و بعد الله تعالی همین دین را بوسیله شاگردان رشید آن حضرت (ص) در تمام دنیا تمکین داد و در تمام دنیا انتشار داد و در زمان خود رسول اکرم (ص) دشمنان اسلام خصوصاً یهودیان هزاران نقشه کشبدند تا بتوانند جلوی پیشرفت اسلام را بگیرند ولی موفق نمی شدند حتی توسط رئیس المنافقین عبدالله بن ابی ابن سلول به ناموس پیامبر اکرم (ص) تاختند ولی به برکت وجود نبی اکرم (ص) موفق نشدند به اسلام ضربه ای وارد نمایند ولی بعد از وفات پیامبر اکرم (ص) همان منافقان تغییر لباس داده و بنام عبدالله بن سبا در لباس اسلام در آمدند و با این حیله ضربات مهلکی بر پیکر پاک اسلام وارد نمودند یهودیان یک بار قبلا با این حیله تغییر لباس موفق شده بودند عقاید مسیحیت را تخریب نمایند زمانی که یهود متوجه شدند در زمان حکومت بخت نصر زنی که بر تمام کره زمین حکومت می کرد مسیحیت پیشرفت قابل توجهی نمود یهودیت برای ضربه زدن به مسیحیت شخصی را بنام پولوس معروف به سنیت پال را تغییر لباس داده وارد مسیحیت کرده و توسط همین شخص عقاید مسیح فرزند خداست ، عقیده رب ثلاثه- الله، مریم ، عیسی را وارد دین مسیحیت کرده و عقاید آنان را تخریب نموده و بعد از وفات پیامبر اکرم (ص) آنان همان حیله را بکار برده و توسط یهودی منافق عبدالله ابن سبا عقایدی چون حضرت علی خلیفه بلا فصل است ، حضرت ابوبکر و عمر خلافت را غصب کرده اند ، حضرت علی از ابوبکر و عمر افضل است را برای اولین بار مطرح نمود و با منافقت خود بین صحابه اختلاف پیدا کرده و موجب فراهم شدن جنگ جمل شده و عقاید پوچی را بین مردم منتشر کرده و گروهی را گمراه کردند و در زمان اولیه خود را محبان علی و بعد بنام سبایی و در آخر بنام شیعه معروف شدند و تا قرن دوازدهم همیشه کارخانه حدیث و روایت سازی ملاهای آنها فعال بوده و هزاران روایت جعلی و ساختگی به خورد مردم بیچاره داده و گروه کثیری از مسلمانان را به گمراهی عمیقی کشاندند که همیشه خود را بر حق می دانند و از همان اوایل ظهور مذهب شیعه علماء بزرگ بر علیه آنان کتاب و فتاوای زیادی را نوشته اند و تمام علماء اهل سنت تا قبل از پیروزی انقلاب سیاه 1357 متفقاً مدعی کفر شیعه بودند ولی بعد از انقلاب سیاه چهره کریه و سیاه خود را ماست مالی کرده و آن را سفید جلوه می دادند که متاسفانه بعضی از علماء عصر حاضر با وجود دانستن عقاید کفریه و شرکیه آنان فتوای مسلمان بودن آنها را می دهند جای بسی تعجب است، حال در این وبلاگ عقاید شیعه از کتب آنان و فتاوای علماء معصر در اثبات کفر شیعه را درج می کنیم و فیصله کلی را بدست شما خوانندگان عزیز می گذاریم .

۲۴.۱۱.۸۶

توهین مجله "خانواده سبز" به مادر مؤمنان!



توهین مجله "خانواده سبز" به مادر مؤمنان!

هر چند جراید و مطبوعات بزرگترین نقش را در بیداری و اتحاد جامعه ایفا می‌کنند، اما سهل‌انگاری و سوء مدیریت آنها می‌تواند ضربات مهلک و جبران ناپذیری بر پیکره جامعه اسلامی وارد نماید. خصوصا اگر مطالب مندرجه از زبان شخصیتی معروف و مشهور نقل شده باشد.مجله "خانواده سبز" که یکی از پرتیراژترین و پرخواننده‌ترین نشریات کشوری می‌باشد، در شماره اخیر خود[شماره 195] مطلبی را تحت عنوان "تصویری از جنگ به روایت ابراهیم حاتمی کیا" به چاپ رسانده است که در قسمتی از آن آمده است:«آرایش نیروها برایم خیلی عجیب بود، منافقین، زنها، این عایشه‌های زمان را برای تحریک دیگران در خط مقدم گذاشته بودند و نیروهای دیگر عقب تر!»در این مطلب زنان نیروهای دشمن (العیاذ بالله) به مادر مؤمنان جهان، همسر پاک رسول گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌وسلم حضرت عایشه صدیقه تشبیه داده شده‌اند. عائشه‌ای که خداوند برائت او را از بالای هفت آسمان نازل نموده می‌فرماید: «ان الذین جاءوا بالافک عصبة منکم لاتحسبوه شراً لکم بل هو خیر لکم لکل امرئ منهم ما اکتسب من الاثم والذی تولی کبره منهم له عذاب عظیم». همانا کسانی که آن بهتان را بستند (و به عائشه تهمت کار ناشایست زدند که رسول و مؤمنان را بیازارند) گروهی همدست از (منافقان) شمایند. نپندارید ضرری از آن به آبروی شما می‌رسد بلکه خیر و ثواب نیز(چون بر تهمت صبر کنید از خدا) خواهید یافت هریک از آنها به عقاب گناه خود خواهند رسید و آن کسی از منافقان که رأس و منشأ این بهتان بزرگ گشت هم او به عذاب بزرگ معذب خواهد شد. [سوره نور آیه 11 ترجمه: آقای مهدی اللهی قمشه‌ای].و خطاب به کسانی که این تهمت ناروا را به زوجه نبی اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم زدند فرمود: «ولو لا فضل الله علیکم و رحمته فی الدنیا والاخرة لمسکم فی ما أفضتم فیه عذاب عظیم». اگر فضل و رحمت خدا در دنیا و عقبی شامل حال شما (مؤمنان) نبود به مجرد خوض در این گونه سخنان (نفاق انگیز) به شما عذاب بزرگ می‌رسید. [سوره نور آیه 14 ترجمه آقای مهدی قمشه ای].و در پایان به خاطر اینکه مؤمنان را کاملاً از به زبان آوردن امثال این سخنان و بد و بیراه گفتن به مادر مؤمنان باز دارد می‌فرماید:«یعظکم الله ان تعدوا لمثله ابداً ان کنتم مؤمنین» خدا به شما (مؤمنان) موعظه و اندرز می‌کند که زنهار دیگر گرد این سخنان (ناروا) نگردید اگر اهل ایمانید. [سوره نورآیه 17]آری! کسانی که به این آیات الهی ایمان داشته باشد به خود اجازه نخواهد داد که نسبت به این بانوی پاک حتاکی و بی‌حرمتی نماید و یا دیگران را در شرارت به او تشبیه دهد.حال سؤال اینجاست که چرا مجله‌ای پرتیراژ که خوانندگان زیادی در داخل و خارج (امارات عربی) دارد اقدام به چاپ چنین مطالب توهین‌آمیزی که از آن بوی تفرقه استشمام می‌شود، نماید؟ مگر دست‌اندرکاران این نشریه غافل از آنند که درصد بسیاری از خوانندگان آنها را اهل‌سنت تشکیل می‌دهند و چاپ چنین مطالبی در واقع توهین و تحقیر به عقاید و مقدسات آنهاست؟!آیا در شأن آقای حاتمی کیا - که برای اکثر مردم چهره‌ای شناخته شده است - می‌باشد که چنین سخنان سخیف، نسنجیده و توهین‌آمیزی را به زبان آورد؟آیا آقای حاتمی کیا و دست‌اندرکاران نشریه مذبور نمی‌دانند که بیان و چاپ چنین مطالبی ایمان آنان را در معرض خطر قرار می‌دهد؟! «یعظکم الله آن تعدوا لمثله ابداً ان کنتم مؤمنین».چه زیباست آقای ابراهیم حاتمی کیا از بیان این سخنش پشیمان شده، توبه و استغفار کند و مجله خانواده سبز در شماره آینده خود رسماً از خوانندگانش به خاطر چاپ این مطلب عذرخواهی نماید.لازم به ذکراست که سایت خانواده سبز چندی قبل مطالبی در مورد علل مرگ ناصر عبداللهی نوشته بود و در آن حتاکی‌ها و بی‌حرمتیهای زیادی به اهل‌سنت نموده بود.
سنی آنلاین

هرملتی دریک کشور به مانند یک خانواده است یک خانواده ملی ولی در خانواده ای که به مادران هم دیگر توهین کنند خانواده سبز نمی گویند بلکه آن خانواده یک خانواده سیاه است خانواده ای که رژیم پلید آخوندها با تزریق تعصبات پوچ خودشان به افکار مردم ساده لوح واحمق رنگ این خانواده ملی ومحبوب ایران را تیره وتار نموده اند در تاریخ 10/6/1384 هم روزنامه ی جام وجم به عنوان یک روزنامه ملی در این خانواده ملی هم به مادر مومنان توهین نمود ولی تاسف من بیشتر از علم برداران ومدافعان ناموس نبوت است که با دیدن وشنیدن توهین به صورت مکرر باز هم سکوت کرده وخود رابه خواب زده اند قیامت چه جواب خواهند داد ؟

پس ازتحمل شکنجه‌های سخت، ماموستا گنجی پیدا شد



ساعت پنج صبح روز جمعه نوزدهم بهمن، پس از دوازده روز ناپدید شدن، تن بی‌رمق ماموستا ایوب گنجی، روحانی جوان و پرتلاش سنندجی در نزدیکی مسجد النبی سنندج پیدا شد.به نقل از برخی سایتها وضع جسمی و روانی ایشان وخیم است و شکل و صورتشان چنان تغییر یافته که به سادگی قابل تشخیص نبوده و در اثر شکنجه‌های شدید حافظه‌اش را از داده است و حتی زن و فرزندانش را هم نمی‌شناسد.ماموستا ایوب گنجی در حال حاضر تحت درمان و معالجه پزشکان سنندج می‌باشند.تا کنون دقیقا معلوم نیست چه کسانی وی را ربوده و شکنجه داده‌اند و پس از اینکه جوانان و مردم سنندج از شدت خشم به حال انفجار درآمدند، مجبور شده ایشان را در حالتی اسفبار به گوشه خیابان بیندازند.گمان اکثریت قاطع مردم بر آن است که ربایندگان از یک ارگان قوی و باقدرت بوده‌اند.به نقل ازبرخی از سایت‌ها ربایندگان وی را در حالت بسیار رقت‌باری به بیمارستانی منتقل می‌کنند و پس از اینکه مقداری بهبود می‌یابد صبح جمعه ایشان را در کنار مسجد می‌اندازند.
سنی آنلاین (پایگاه اطلاع رسانی اهل‌سنت ایران) از خداوند متعال مسئلت دارد که این روحانی ارزنده، روشن و آگاه که به عنوان استاد جوانان سنندج از ایشان یاد می‌شود، صحت و سلامتی کامل خویش را باز یابند و به فعالیت‌ های دینی خویش ادامه دهند.همچنین از خداوند عزوجل می‌خواهیم افرادی که دست به این جنایت زده‌اند به سخت‌ترن مجازات گرفتار شوند و به سزای اعمال ننگین‌شان برسند.

با تو ام ای بلوچ!

باتو ام ای بلوچ با تو بی حال
غافلی جمله حقوقت همه شد پامال
ساده دل هستی و خوشحال زحال
گجر ازدست ربودت همه ثروت ومال
گشتی غافل ز مسایل شدی بد حال
قامتت بین که دولا گشته چو دال
تو که بلبل صفتی پیش عیال
نزد مامور حکومت چرا هستی لال
خواب خرگوشی و غفلت دیرینه و حال
گشته تو را اینهمه باعث رنج و ملال
منشین عاطل و باطل مزن اینهمه فال
خیز و پیکار بکن همچون رستم زال
جوینده و یابنده بشو نیک خیال
مرد رزمنده بشو اینهمه بیهوده منال
تردید مکن پوزه ظالم بر خاک بمال
بزنش تو دهنی مدهش هیچ مجال
ور نه سختی کندت قیل و مقال
پرس و جویت کند و سخت سوال
بر تو مسلط گردد همه وقت وهمه حال
بیش از این هم بکند حق تو را پامال
اینهمه بخل مکن چه کنی اینهمه مال
خرج کن بهر هدف ور نه شود پامال
برباید ز کفت مال یک ظالم خوشحال
تو بخیل بچه بمانی همه عمرت بد حال
چه بگویم بتو دیگر ای الکی خوشحال
همتی کن بگشا سوی هدف این پر وبال
بدوان ای بلوچ اسب امل سوی شمال
مطمئن باش که محفوظ بمانی ز زوال
تو اگر دوست منی پس مکنم هیچ سوال
چشم بند و بده دستم برمت سوی کمال
۱۸/۶/۱۹۹۲ میلادی - کراچی
وت واجهی